تحلیل بازارامروزدوشنبه ۱۹ آبان ۹۹
  • فرشاد کریمی
  • 23 روز پیش
  • 6:21 ب.ظ

کارد به استخوان قیمت ها !

امروز از آن روزهای خاص برای بازار بود روزهایی که تقریبا برای منفی شد بازار هیچ دلیلی وجود نداشت . چه جالب که با خود فکر میکردیم از انتخاب بایدن همه بازارهای رقیب باید بترسند از بازار دلار و سکه گرفته تا خودرو و مسکن و بازار سرمایه باید سربلند و پیروز این انتخاب باشد ولی درست برعکس شده دلاری که بازار از ریزش ان میترسید برگشت سر خانه اول و روی شانه های بازار ما میزند که حاجی حالا خیلی نترس انقدر هم درد ندارد !! ما از ترس ریزش دلار کل پرتفوی را آتش زدیم دلار سوت می زند و مسیر برگشت به قیمت های قبل را طی میکند ! واقعا چه جماعت جو زده ای هستیم … همین دیروز بود برخی سود شرکت ها را با دلار ۱۵ هزار تومانی حساب میکردند خود دلار هم به نظر باورش نمی شود به این نرخ ها برسد ولی برخی در بازار ما حاضرند برای چندرغاز کم شدن قیمت سهم ها کل اصول اقتصاد را تام و جری بدهند !
اما به نظر این قیمت ها و این شرایط بازار چیزی جز ترس را نمیتوان نام برد و از امروز در چند مطلب به بررسی همین حس ترس ناشی از دوران پسا بایدن میپردازیم و سعی میکنیم همه جوانب ان را بیان کنیم امروز بیشتر درگیر مقدمه خواهیم بود .
در مورد بازار به واقع ترس بازار را از انتخابات و یا هر عامل دیگری بررسی میکنیم و برای خود دو سناریو یا دو حالت ترسیم کرده ایم حالت اول کمی بدبینانه است و میگوید دست‌هایی در کار است که می‌خواهد به عمد بازار را منفی کند و یا اجازه رشد به آن ندهد و یا هر چیز دیگر . حقیقت امر کمی با این سناریو مشکل داریم و از قبل با هر گونه روحیات دایی جان ناپلئونی و نظریه های اینچنینی کنار نمی‌آییم پس این نظریه و این طرز فکر را تاحدودی کنار گذاشته و به آن باور نداریم البته دلایل متعدد دیگری هم برای عدم باور این موضوع وجود دارد اما قصدمان بحث کردن در این حوزه نیست و نظر خود را میگوییم . اما این به معنای این نیست که برخی جلوی بازار ایستاده اند خیر منظور از بحث تعمدی بودن یعنی پایین کشدن مستقیم بازار ولی در دل همین دولت و بدنه بسیاری با انواع سیاست گذاری ها و اتفاقات زمینه سازی رکود و ترس را در بازار دامن زده اند . البته نقش برخی خودی ها نیز این میان کم نبوده است .
دلیل بعد به ما می‌گوید که باید جریانات خود بازار را تجزبه تحلیل کرد و از دل آن برای بازار و دلایل افت و ترس و ریزش آن نتیجه گیری کرد یک موضوع به شکل روشن و بارز دیده می‌شود و آن هم اینکه جریان پول در بازار وجود ندارد جریان نقدینگی در بازار خشک شده بخشی از این جریان نقدینگی به واسطه اتفاقات پیش آمده و بی اعتمادی به نهاد ناظر اعم از دولت و سازمان بورس بابازار قهر کرده و به این آسانی ها هم آشتی نخواهد کرد ولی حداقل زن و شوهری که قهر میکنند یکی میداند کمی مقصر تر است تلاش برای برگشت و اشتی را از سر میگیرد . اینجا همه حتی خود دولت هم میداند مقصر است ولی تلاشی برای ایجاد این اشتی نمیکند به نظر اولین گام ها باید از سوی این عزیزان برداشته شود
باید محرک های قوی برای این جریان پول تعریف شود که بخشی از پول پاک شده بیرون بازار که انگیزه‌ای برای ورود ندارد و همچنین بخشی از پول های بازارهای رقیب به سمت بازار سرمایه بیاید و این یک پروسه آسان و ساده نخواهد بود که فکر کنیم از فردا رخ می دهد جریان اعتماد سازی بستر مناسب برای ورود و بهبود شرایط بنیادی لازمه این امر است در کنار این موارد ترس زدایی هم یکی دیگر از موارد است. بازار فعلی از تحولات انتخابات امریکا ترسیده و این ترس به شکل مفرط و بدترین حالت خودش را نشان داده بازار هم به فکر تحلیل نیست و با بدترین شرایط و بدترین اتفاقات سناریو سازی می کند اما فقط کافی است کمی عزیزان چشم های خود را بازتر کنند و عینک بدبینی را بردارند . با این نرخ های جهانی و ثبات دلار در ۲۴ و برطرف شدن ریسک های سیاسی واقعا ریسک بازار سرمایه از بازار سپرده و ملک و مسکن بیشتر است ؟!! از بسیاری از حقوقی ها متاسفیم که همیشه صف پرست بودند چه در جریان صعود و چه حالا … بگذارید اسم نبریم از صندوق های دو بانک که سهم می فروشند و با نرخ ۲۲و ۲۳% بازار بین بانکی قرض میدهند . این را می نویسیم و بعد ها یادآوری میکنیم اگر در سال بعد همین مواقع بازار سرمایه با صرف ریسک ، بازدهی بیشتری داشت باید این عزیزان جوابگو باشند دوران بزن در رویی که پرتفوی شخصی خالی کنید و بازار را به لجن بکشید تمام شده …

و اما حرف اخر … باور کنید کسی این حرف را میزند که هیچ دل خوشی از این عزیزان و مدیران تصمیم گیر سازمان ندارد به اندازه کافی ما را ازار و اذیت داده اند …
امروز در صفحه های مجازی برخی کانال ها دیدیم که درخواست اعتراض را زدند و اعتراضی هم شکل گرفت … قبل از هر چیز را بیان کنیم که این عزیزانی که معترض هستند کاملا حق دارند زیان کرده و به دنبال شناخت مقصر زیان خود هستند شاید بتوان گفت خود سرمایه‌گذاران نیز در این وادی مقصر بوده اما هرچه جلوتر می رویم این گذاره کمرنگ تر می شود و قطعا برخی نیز این میان شیطنت هایی داشتند .

بگذارید کمی ساده تر صحبت کنیم آنچه در بازار سرمایه رخ داد درست شبیه اتفاقی است که دولت مردم را به اهدای خون دعوت کرد و هر روز از مزیت های ان گفت و همه را تشویق به حضور کرد . نفرات اولی که مراجعه می کردند جایزه های خوبی هم دریافت کرده و باعث ترغیب بقیه شد و این تمایل به خون دادن را بین افراد افزایش داد … با چه مواجه شدیم با صحنه ای که ناگهان هجوم افراد برای اهدای خون را داشتیم … تا به اینجا شاید بتوان گفت کمی طمع جایزه باعث می شود مقصر را افراد جلوه کنند اما این ماجرا جور دیگری پیش رفت دولت این بندگان خدا را خواباند و به جای ۱ بار چند باررر خون گرفت و ناگهان این فرد بی حال و بی رمق روی تخت بیمارستان ولو شد
کاری که دولت با بازار کرد دقیقاً همین است جریان نقدینگی خون رگ های بازار است که از آن به ناگاه گرفته شده و به این روز افتاد . کاری که میشد ارام ارام کرد ناگهان و با حجم وسیعی صورت گرفت . دولت مستقیم و غیر مستقیم و از طریق مالیات ها ۸۰ هزار میلیارد تومان سهام و … طی شش ماه و ۹۰ هزار میلیارد تومان اوراق به جیب زده و بخش مهمی از کسری بودجه خود را در این مقطع جبران کرده حال که دیگر خونی در رگهای این فرد باقی نیست او را رها کرده است و پنبه در گوش خود فروکرده است !! این شرط انصاف است
در بحران موسسات مالی دیدیم که چه اتفاقی رخ داد افراد کف خیابانها بودند و در نهایت دولت وارد شده و با علم به اینکه می دانست که اکثر آنها مقصرند خسارت را پرداخت کرد بچه های بازار سرمایه اهل کف خیابان نیستند و اصلا درست هم نیست چرا باید موضوعات اینچنینی به کف خیابان کشیده شود به همه عزیزان توصیه می‌کنیم قبل از بروز این بحران ها و این شرایط راه‌حلی بیاندیشند و کمک کنند . به عزیزان معترض هم میگوییم موضوع در کف خیابان حل نخواهد شد کسانی که این بلا را سر بازار آورده اند بهتر است هرچه سریعتر به فکر حل هدفمند و تزریق خون به تن این بیمار نحیف باشد
کمی به فکر باشید خواهش میکنیم تادیر نشده کمی به فکر باشید. باور کنید این بورسی های معترض اهل اعتراض و تحصن نیستند کارد به استخوان انها رسیده معترض شده اند به نظر این موضوع نباید در کف خیابان ها حل شود امیدواریم هر چه سریعتر مسئولینی که دستی بر اتش دارند به فکر باشند و یک نکته را عرض کنیم . تفاوت این بحران با بحران موسسات مالی این است که در کمک به انها انگار پول را اتش زدید ولی اینجا شما در حال کمک به اقتصاد خواهید بود کسانی که سهمی میخرند بی شک دارایی ارزشمندی را در این نقاط خرید میکنند و برگشت اعتماد به بازارمیتواند دوباره فضای خوبی برای اقتصاد و کشور به وجود اورد . ای کاش میشد کمی بیشتر فکر کنید . از این بحران بیش از همه خود دولت اسیب می بیند … به فکر اهداف کوتاه مدت نباشید گذر این پوست دوباره به دباغ خانه بازار سرمایه می افتد کاری نکنید که شما را از در ان راه ندهند … عزیزان در دولت از معاون اول گرفته تا ریئس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد چشم امید بازار به راهکارهایی است که شما باید پیشرو ان باشید .


دیدگاه شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments