تحلیل بازارامروزیکشنبه 14 دی 99
  • محمد شعبانی
  • 19 روز پیش
  • 7:48 ب.ظ

ترس حس بدی است . این را ادمی که از خیلی از اتفاقات میترسد میگوید . از ارتفاع تا تاریکی مطلق و آب و خلاصه هر چیز دیگری … اما ترس خیلی از اوقات جریان غیر منطقی به خود گرفته و اولین اتفاقی که رخ میدهد این است که جلوی منطق و تحلیل را گرفته و اجازه درست فکر کردن را به شما نمیدهد اجازه درست دیدن و درست تصمیم گرفتن را میگیرد . بسیاری میگویند این غیر منطقی است حالا هر چه هست منطق و سرشت ادمی است و این حس حالا در بازار وجود دارد و حس ترس غیرمنطقی بازار را می فروشد و اصلا برای فروش شاید دلیل منطقی هم نداشته باشد. به نظر چطور می شود بر این حس غلبه کرد ؟ شاید در حال حاضر برای بازار 2 راهکار وجود داشته باشد یکی حفظ بازار است ببنید بازار طی روزها و هفته های گذشته هر بار امده بالا رفتن و ثباتی را تجربه کند با عرضه های ویرانگری سرکوب شده و این حس ترس به وجود امده که هر بالایی فروشنده خواهد داشت و از همین رو ابتدا باید با ثبات و حرکت ارام رو به صعود بر این حس غلبه کند . در واقع همان بحثی که عرض کردیم . مثبت بودن مهم نیست مثبت ماندن مهم است . بازار باید ثبات و مثبت ماندن را در این سطوح تجربه کند .

بعد که این حس ذره ذره کم شد نوبت به فاز بعد میرسد که دادن خبرهای مثبت است به نظر این فاز به عهده گزارش های میاندوره ای و خبرهای خاص از شرکت هاست که باید در این 2 هفته باقی مانده خودی نشان دهند و سکان بازار را به دست بگیرند .

ولی در کل اوضاع خوب نیست و بسیاری از فعالان ناامیدانه به بازار نگاه میکنند امروز یکی از عزیزان مسئول میگفت متاسفانه اکثر سهامداران فروشنده در بازار خرد و بسیار خرد هستند و این نشان از عدم ضعف تحلیلی بسیاری از انهاست که ناامید شده و در این قیمت می فروشند . حقیقتاً در یکی از تلخ ترین و ناامیدانه ترین وضعیت ممکن بازار هستیم البته ناامید شیطان است و همیشه باید به بازار امیدوار بود و همیشه این حس را داشتیم که بهترین روزهای بازار در بدترین روزهای آن شکل می گیرد اما به هر حال وضعیت فعلی وضعیت جذابی نیست حتی معتقدم بازار این روزها از روزهای پس از ریزش مرداد نیز سخت تر است بازار در آن مقطع خرابی بعد از بدمستی پنج ماه اول را داشت و طبیعی بود که چنان سرحالی و مستی آن خرابی را هم داشته باشد اما منفی بازار فعلی به واقع قابل پذیرش و درک نیست آن هم در شرایطی که اکثر شرکت ها در بهترین وضعیت بنیادی خود قرار داشته و ریسک های بازار در حال کاهش است.

بالا هم عرض شد بازار این روزها چوب ترس را میخورد ترس های دوگانه که یکی را ترس های بچه گانه و دیگری ترس‌های غیر تحلیلی می گذاریم های بچگانه همین حرف‌ها و شایعاتی است که مدت هاست برای توجیه فروش برخی عنوان می‌شود و ذهن بازار را آزرده می کند به نظر گذر زمان نشان می دهد چقدر بسیاری از اتفاقات غیرمنطقی و ترسی غیر قابل قبول بود اما ترس نوع دیگر کمی شرایطش متفاوت است بسیاری می گویند از بازار باید ترسید چرا که رفع تحریم‌ها ریزش دلار را به همراه دارد و افت سود شرکت ها اما تا به امروز کسی ننشسته که این موقعیت را تحلیل کند به واقع قیمت های امروز ریزش دلار را هم پیش خور کرده از خود سوال نمی‌کند فرض کنید دلار ۲۰ هزار تومان (که به جد معتقدیم با این بودجه نمی شود ) سود شرکت‌ها چه وضعیتی و قیمت چه شکلی خواهد بود بازار می ترسد یا بهتر است بگوییم اول می کشد و بعد می شمارد همه دارند فرار می کنند چون به آنکه می‌شمارد مطمئن نیستند ولی در مجموع این روند روند دائمی نخواهد بود و دوباره توجه بازار به سمت سود ها سوق خواهد یافت

اما باید گفت یک سری انتظارات هم از بزرگان بازار باید داشت …

قدیم تر ها زمانی که ما کم سن و سال و بیتجربه بودیم!! بسیاری گرگ های وال استریت بازار ! وقتی به چنین روزهایی می رسیدند و این شرایط در بازار حکمفرما بود حقوقی ها به واسطه علم تحلیلی، ارتباط قوی با بدنه شرکت ، ابزار تحلیل و قدرت نقدینگی بالا با محاسبه وضعیت یک شرکت اقدام به خرید در منفی های بازار می کردند و چه جالب است که امروز حقوقی ها تماشاچی بازار شدند . واقعا حقوقی های بازار سرمایه در یک سال اخیر کارنامه قابل قبولی نداشتند ! انصافا اگر این عزیزان ۲۰ تا ۲۵ درصد بالاتر شروع به خرید کنند یکی باید پیدا شود انها را نسبت به عملکرد خود پاسخگو کند ؟! دکترهای عزیز کت شلواری ! خیر سرتان باید تحلیلی باشید و چند گام جلوتر !! قرار باشد شبیه تابلو رفتار کنید که نمی شود. پس برای چه حقوق میگیرید حقوق می‌گیرید که منافع شبه دولتی ها و یا نهادهای عمومی را به بازی گرفته و پشت دست حقیقی ها حرکت کنید ؟! امروز حقوقی های ما در منفعل ترین وضعیت ممکن قرار دارند حداقل روند سال 99 این را اثبات کرد که ۷۰ درصد این عزیزان چشم به تابلو داشته و فقط به تابلو توجه می کنند وقتی رفتار حقوقی ما این می شود از حقیقی چه انتظاری می رود
بگذریم درد دل زیاد و وضعیت بازار هم سخت …
باید این روزها سپری شود و فکر میکنیم این شرایط به هیچ وجه باقی نمیماند … مولونا میگوید
گنج بی مار و گل وبی خار نیست …شادی بی غم دراین بازار نیست.


دیدگاه شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments