تحلیل بازارامروز چهارشنبه ۱ مرداد۹۹
  • فرشاد کریمی
  • 90 روز پیش
  • 9:29 ب.ظ

مداد سبز من کجاست ؟!

در میانه های فصل تابستان در اولین روز مرداد بازار به داغی تیر نیست ! تیری که تیرباران بازدهی بود و هر سهمی میخریدی مثبت بود ولی در این روزها به نظر بازار نهار ابگوشتی تیر را خورده و دوغ را سرکشیده و حالا نیاز به کمی چرت زدن دارد . این که بازار استراحت میکند چیز بدی نیست ولی این بار کمی نوع استراحتش برای برخی ازار دهنده شده بازار در مدت اخیر بیشتر روی دوش برخی بزرگان و بزرگ تر ها حرکت میکرد این شرکت ها رشد داشتند و بقیه خیلی رشدی نکردند و درجا میزدند ولی حالا که به استراحت رسیده هم کوچکت ترها و هم بزرگان در حال استراحت هستند . با ذات اصلاح و استراحت نباید مشکل داشت این که بازار چند صباحی حتی بیش از۲ هفته ، تاکید میکنیم ۲ هفته چون می شود انرژی خوبی را در این دو هفته برای بازار ذخیره کرد، بازار میتواند دست به دست شود و کمی زیر و کمی رو بیاید و دوباره روند صعودی را اغاز نماید .

البته این میان صبر سهامداران هم کم شده انها دیگر بازدهی ۵۰% برای یکی دو ماه را بازدهی خوبی نمیدانند همه قصد زدن و رفتن را دارند . آن هم سریع… به هر حال بازار چند ماهی زده و رقصیده و قیمت ها به اوج رسیدند این منفیها و استراحت ها در یک روند صعودی طبیعی است . البته اگر ارام و قرار داشته باشند و استراحت کنند .

اما کنار این بحث موارد دیگری هم وجود دارد …


تقریباً در یک سال اخیر کابوس واقعی من زمانی بود که قرار بود در یک مهمانی شرکت کنم و از قضا همه پیرمرد ها و جوان های آن مهمانی میخواهند در مورد بورس صحبت کنند جوان‌ترها کمی عاقل ترند سریع می پرسند و صریح ! بیشتر دنبال اینکه چه کنند که پول در بیاورند ! اما امان از آنها که کمی سن و سالشان گذشته و خود را خدایان تجربه و تحلیل می دانند ! آنهها می‌خواهند بورس را تحلیل کنند و آن هم با ادبیات خود که بله بورس این است و آن است که این می شود و آن می شود و بعد از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه سخنرانی و ریزش و رشد دادن بازار ! در مورد بازار سرمایه نظر شما را می پرسند تمام تلاشم در این مدت این بود که یا با لبخند یا با شوخی و یا هر چیز دیگری از بحث در این موارد پرهیز کنم بحث در مورد این اتفاقات بی فایده است .

قبل تر می شد با تعاریف و اصطلاحاتی بازار را پرزنت کرد ولی بسیاری از این تعاریف و اصطلاحات مفهوم و تعریف اولیه خود را از دست داده و هر کسی در مورد آن اظهار نظر می‌کنند امروز در بازار سرمایه می ‌توان گفت که ارزش گذاری و پی به ای و مفاهیم دیگر تبدیل به مفاهیم انتزاعی شده و تعریف خاص خود را از دست دادند !

اتفاقاً یکی از دلایل سردرگمی و اتفاقات اخیر بازار هم همین است که مفهوم درستی از ارزش گذاری در ذهن کسی شکل نگرفته و تعریف آن برای هر کسی متمایز است ! برای شما یک خاطره مثال بزنم چند وقت پیش بود . شاید نزدیک به یک سال پیش! سهمی از سهم های کوچک بازار هر روز ۵ درصد مثبت میخورد و رشد میکرد که نه مبنای سودآوری داشت و نه منطق ونه ارزش جایگزینی خلاصه هیچ منطقی برای رشد وجود نداشت ولی هر روز ۵ درصد می خورد با یکی از اساتید و تحلیلگران که اتفاقاً این سهم را خریده بود بحث می‌کردیم که چرا خریدی؟؟ او توجیهات خود را داشت و اگر در مورد وضعیت مالی و گزارش و این موارد می پرسیدیم می گفت …

هیچکس این سهم را بابت گزارش و سود و این چرت و پرت هایی که تو میگویی !نمی خرند !! به هر حال در ان مقطع با گزارش که نمی خریدند! بابت ارزش جایگزینی و تجدید هم که نبود بابت دارایی‌ها هم که نبود ! یعنی اگر بود قیمت ها فراتر از حتی دارایی های روز بوده ! آن زمان رشد آن دسته از سهم ها چگونه تحلیل می شد ؟!!

اول به این سوال پاسخ بدهیم ؟ رشد فعلی و از دید برخی ۳۰ سهم بزرگ بازار هم بر همان اساس تحلیل می‌شود اگر آن زمان رشد آن دست تنها منطق داشت امروز هم رشد این دسته‌ سهم ها منطق دارد که البته ما معتقدیم رشد این سهم های بزرگ فعلی بازار از منطق ارزش گذاری خارج شده و کمی غیر منطقی عمل می‌کند ولی بازار مدت هاست عاشق عشاق بی منطق است ! او پسر سر به هوا با کمی ته ریش میخواهد که عاشق ریسک کردن باشد وگرنه کت شلواری اتوو کشیده با ادب که همه جا هست !!

این بحث را نوشتیم تا بیشتر برای کسانی که این روزها از این موضوع گلایه دارند که چرا برخی سهم های بزرگ رشد کرده و برخی دیگر در جا زدند به یکی از تعاریف و ادبیات جاری در بازار رجوع شود که کسی بابت گزارش سهم نمی خرد ! حالا بزرگ و کوچکش فرقی نمیکند ! و به واقع امروز دنبال ارزش‌گذاری فولاد و فملی یا پالایشی ها نباید بود همانطور که زمانی فلان سهم غذایی و و قضایی و فلان شرکت منچولباف را بابت این موضوع نمی خریدند!


اما اگر بخواهیم کمی واقعی به شرایط نگاه کنیم اول از همه باید یک تعریف نسبتاً منطقی از برخی تعاریفی که به
ارزش گذاری ختم می شود داشته باشیم . پی به ای و پی فوروارد یا آتی سهم ها و یا دارایی ها برخی از انهاست ! امروز به نظر آنچه دیده می شود پی به ای ۲۰ برای بازار کف شده یعنی اگر سهمیپی به ای ۲۰ داشت تازه می‌شود به عنوان سهم به قیمت مناسب روی کار کرد هرچند بسیاری از سهم های بازار نیز بر مدار پی به ای حرکت نمی‌کند اما اگر بپذیریم که در حال تاب خوردن روی آسمان و زمین هستی شاید ابزاری بتواند حداقل مثل میله اتوبوس ها عملکرد و تعادل شما را با تکیه بر آن کمی بیشتر حفظ کند هرچند دست ها بالا بودن و میله ها را چسبیدن عواقب خود را دارد!

در روزهای گذشته یا شاید بهتر بگویم ماه‌های قبل عمده بحث ما این بود که چرا فلان گروه یا فلان سهم هراه با بقیه رشد نکرده امروز می‌توان اذعان داشت اگر در یک بازه ۱۸ ماه به بازار سرمایه نگاه کنی تقریباً اکثر سمها رشد متوازنی را داشتند هر برخی بیشترو برخی کمتر!

امروز بحث این است که آیا می شود با توجه به تمامی اتفاقات و رویدادهای آتی از تورم انتظاری گرفته تا دلار و موارد دیگر جریان سودآوری را به قیمت و ارزش ارتباط داد ؟ در حال حاضر اکثر گزارش‌ها موید این مطلب است که قیمت ها با ارزش و یک جریان سودآوری همخوانی ندارد و البته همه این را می دانند اما دست قدرت پول را برتر و بالاتر می بینند اگر چنین تحلیلی فعلاً درست باشد یعنی گزارش ها پوسته کار هستند و پول حرف اول را می‌زند ! پس خیلی نباید از مفاهیم گلایه داشت چرا چون امروز ممکن است جریان پول پشت سهم های بزرگ باشد فردا سوئیچ کند روی سهم دیگر ! امروز ممکن است پالایشیها را بفروشند فردا دوباره گروه غذایی را بخرند یا گروه فولاد را بفروشند و گروه دیگری را بخرند !


و باز هر چه نگاه می کنیمئ می رسیم به همان تقسیم بندی ۳ تایی که چند روز قبل انجام دادیم در مواجهه با این اتفاقات فقط چند راه بیشتر ندارید ۱- اصلاً سوار بر موج های بازار نشد خیلی راحت و ساده از خیر ان گذشت ! شاید راحت ترین راه همین باشد که اصلاً سهمی خرید و فروش نکرد و بازار را فروخت و گوشه ای نشست و تماشا کرد . دومین راه حکایت همیشه بسیاری از ما در بازار است … کل این استراتژی در این بیت خلاصه می شود که ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم - موجیم که آسودگی ما عدم ماست … این استراتژی دوم است یعنی از هیچ چیز نترس شاید با همین شرایط کار کردن همچنان منطقی باشد نمی دانیم .


استراتژی سوم استراتژی وسواس است این حس وسواسی بودن به کمک ما می آید . وسواسی بودن همیشه بسیار بد یابسیار خوب نیست اما در شرایط فعلی کمی هم وسواس خرید داشتن بدنیست.


یک نکته هم بگوییم همه این بحث هارا کردیم برخی میگویند این یعنی بفروشیم ؟؟! از بازار خارج شویم . خیر به هیچ وجه همچنان معتقدیم بازار سرمایه مقصد اول و اخر سرمایه هاست . جالب است روزهای قبل با برخی از افرادی که در حوزه های دیگری فعال بودند و وارد بازار سرمایه شدند صحبت میکردیم . یک نکته جالب را یکی از انها بیان میکرد با تحلیل دقیقی میگفت دوران سرمایه داری به روش ملک و املاک به پایان رسیده و در چشم انداز ۵ سال اتی اقتصاد ایران ملک کم کم به سمت کالای مصرفی قطعی پیش خواهد رفت و مسیر پس انداز روشن خواهد بود که از طریق بازارهای مالی و سرمایه است .

برخی از عزیزانی که حاضر در جمع بودند مات و مبهوت به این صحبت ها گوش میدادند ! ان هم بیان آن از زبان یک ادم کارکشته و کهنه کار موفق ! ولی ای دل غافل این همان قاعده چند ده ساله ای است که اقتصاد های دنیا رفته اند امروز ما در حال تاتی تاتی کردن ان هستیم .پس اگر بحثی مطرح می شود روی اصول و اصل این که بازار سرمایه حرف اول را میزند بحثی نداریم شاید فقط کمی تکنیک های کوتاه مدتی برای افرادی شکل دیگری و برای برخی مدل دیگری باشد.


دیدگاه شما
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments